على اصغر حلبى

267

تاريخ علم كلام در ايران و جهان

مىگفته‌اند . « 1 » فخر رازى در اصول دين و كلام ، مذهب اشعرى ، و در فروع دين ، مذهب شافعى داشت . استاد او در فلسفه و كلام مجد الدّين جيلى ( وفات ، حدود 590 ه . ق . ) بوده است . و زمانى كه از جيلى براى تدريس در مراغه دعوت كردند ، فخر رازى همراه او به مراغه رفت و مدتى در آنجا نزد او درس خواند . وى در مرند هم تحصيل كرده و از جمله فقه را در آنجا خوانده ، و مطالعهء خود را در حكمت در همانجا تكميل كرده است . « 2 » براى تحصيل و تدريس و ايراد خطابه مسافرت‌هاى چند كرده ، از جمله به خوارزم سفر كرده ، و در آنجا با معتزله گلاويز شده ، ولى او را از آنجا اخراج كرده‌اند . پس از آن به ما وراء النهر رفته و در شهرهاى بخارا ، سمرقند ، خجند ، بناكت با فقيهان و عالمان مباحثاتى كرده ، و چنان كه خود در رساله‌يى ياد كرده با رضى الدين نيشابورى ، نور الدّين صابونى ، ركن الدّين قزوينى ، شرف الدّين مسعودى و فريد غيلانى مناظره كرده و بر همهء آن‌ها غالب آمده است . « 3 » در سال 594 ه . ق . با بهاء الدّين سام دوم از سلاطين غور ( پسر خواهر شهاب الدين غورى ) دوستى به هم زد و كتاب البراهين البهائيّه را به نام او پرداخت . غياث الدّين غورى نيز در هرات مدرسه‌يى ، در نزديكى مسجد جامع ، براى امام فخر ساخت ، و او در آنجا به وعظ و تدريس پرداخت و با كرّاميّه ( كه به تجسيم يعنى جسمانى بودن خدا معتقد بودند ) و در هرات و ديگر شهرهاى غور نيرومند بودند به مناظره پرداخت و از جمله در حضور غياث الدّين و فقيهان شافعى با ابن القدوه پيشواى كراميّه بحث كرد و كار به مشاجره كشيد ( 595 ه . ق . ) ، غياث الدّين از مجلس برخاست . در اين مجلس فخر رازى سخت به ابن القدوه تاخت و سخنان تند گفت . ضياء الدّين پسر عمّ غياث الدّين جانب ابن القدوه را گرفت ، و عوامّ را نيز بر فخر رازى شورانيدند ، ناچار غياث الدّين از امام فخر در خواست تا به هرات برود . او مدتى در خراسان بود و از سلطان محمّد خوارزمشاه ( وفات ، 616 ه . ق . ) پسر تكش احترام و بزرگداشت بسيار ديد . در حدود سال 602 ه . ق . به هرات بازگشت و تا پايان عمر در آنجا زيست و سرانجام روز عيد فطر سال 606 ه . ق . در گذشت ، و او را در مزداخان ، نزديكى هرات دفن كردند . فخر رازى دربارهء قرآن مجيد سه اثر دارد كه مهم‌ّتر از همهء آنها تفسير كبير است كه

--> ( 1 ) . ابن القفطى ، تاريخ الحكماء ، 192 ، اروپا . ( 2 ) . براى آگاهى بيشتر از زندگانى و انديشه‌هاى امام فخر رازى ، - على اصغر حلبى ، تاريخ فلاسفهء ايرانى ، 382 - 413 ، زوّار ( چاپ دوم ) ؛ « مقدّمهء » تفسير كبير ، ترجمهء نگارنده ، انتشارات اساطير 1371 ه . ش . ( 3 ) . فخر رازى ، المناظرات ، حيدرآباد ، 1354 ه . ق . / 1935 م .